#طب_کهن_خود_را_باور_کنیم

#طب_کهن_خود_را_باور_کنیم 

ساعت 9:30 دقیقه را نشان می داد، فعالیت سلامتکده بوعلی قم تازه شروع شده بود، برای انجام کاری به بخش پذیرش مراجعه کرده بودم، ناگهان پیرمردی با روی باز و لبی خندان به سراغ مسئول پذیرش آمد و گفت: حکیم داخل اتاقه ؟؟ 

مسئول پذیرش از پیرمرد سوال کرد: میخواین معاینه بشین؟؟ پیرمرد جواب داد: نه، فقط میخوام به حکیم خبری بدم، بهشون بگید سید علی اکبر اومده. بعد طوری که صدایش را همه بشنوند گفت: من خوب شدم! 

رفتار و گفته های پیرمرد، توجه من را به خودش جلب کرد؛ تصمیم گرفتم همراه پیرمرد وارد اتاق حکیم بشوم. او به همراه همسرش وارد اتاق شد.  

علیک و السلام و احوال پرسی گرم و صمیمی حکیم و سید علی اکبر نشان می داد که حکیم به خوبی او را می شناسد. بعد از اینکه سید روی صندلی نشست از پوشه ای که به همراه داشت برگه آزمایش جدید خود را بیرون آورد و با لحنی که نشان از سلامتی داشت گفت: هم سی تی آنژیوگرافی و هم تست ورزش دادم، قبلا بهم گفته بودن باید آنژیوگرافی کنم ولی چون هزینش زیاد بود و به خاطر سنم از عملش  می ترسیدم، تصمیم گرفتم بیام پیش شما و شما هم که گفتید: زالو بندازم. چند جلسه وقت گذاشتم و اومدم زالو درمانی انجام دادم. با توکل به خدا دیروز اسکن کردم ، گفتن هیچ مشکلی نداری و قلبت سالم سالمه. الان هم اومدم این خبر رو به شما بدم و مدارکم رو هم ببینید. 

بعد برگه آزمایش را تحویل دکتر و حکیم داد همه چیز حکایت از آن داشت که گرفتگی عروق قلب سید به خوبی درمان شده بود. چند دقیقه بعد سید و همسرش با بدرقه حکیم و دکتر مطب را با خوشحالی ترک کردند.

احساس خوبی داشتم. به یاد کلام شیخ الرئیس حکیم ابوعلی سینا افتادم که در کتاب قانون خود از زالو به عنوان جراح کوچک نام برده است. طب کهن ایرانی با کمترین هزینه توانسته بود کمک بزرگی به خانواده سید علی اکبر بکند و در 67 سالگی روحیه تازه ای به او داده بود.

 از این داستان ها کم جلوی چشمان ما اتفاق نمی افتد اما صد حیف که طب کهن ایرانی  با بی مهری های بسیار به انزوا کشیده شده است؛ باید کمک کنیم دوباره به صحنه درمان برگردد .   

 

 
تگها : #طب_کهن_خود_را_باور_کنیم
ارسال نظر
* نام شما:

* ایمیل شما: (محرمانه)

* پیام شما:
رتبه: بد            خوب
کد نمایش داده شده را تایپ نمایید:

تازه سازی
طراحی سایت با مهریاسان